نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،
نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت،
ولی آنقدر مشتاقم ،
که از خاک گلويم سوتکی سازد ،
گلويم سوتکی باشد ،
به دست کودکی گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پی در پی
دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد ،
بدينسان بشکند در من ،
سکوت مرگبارم را …
|
+| نوشته شده توسط
صدف بی مروارید در
|