تبليغاتX
زمین گرم
 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،

 
                        
 
 
                

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،

نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت،

ولی آنقدر مشتاقم ،

که از خاک گلويم سوتکی سازد ،

گلويم سوتکی باشد ،

به دست کودکی گستاخ و بازيگوش

و او يکريز و پی در پی

دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد ،

بدينسان بشکند در من ،

سکوت مرگبارم را …

 
 
 
|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 تو می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم

ای نسل اسیر وطنم،

 
 
 
تو می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من حیاتم، هوایم، همه
 
 خواسته‌هایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه هرگز به
 
خاطر سود خود گامی برنداشته‌ام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده‌ام. تو می‌دانی و همه می‌دانند
 
كه نه ترسویم نه سودجو! تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و
 
سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه دلم غرق دوست داشتن تو
 
و ایمان داشتن تو است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو می‌كنم
 
كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد.
 
طمعی ندارد. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج
 
كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل می‌خندم. از امید رهایی
 
توست كه برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را
 
در ریه‌هایم احساس می‌كنم. 
 
 
 
۲۹ خرداد سالروز درگذشت این اندیشمند ایرانی است.
 
 
روحش شاد و یادش گرامی باد.
 
 
 
                  
 
 
    * رحمتی کن تا ايمان، نام و نان برايم نياورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ايمانم افکنم
 
تا از آنها باشم که پول دنيا را ميگيرند و برای دين کار می کنند و نه از آنها که پول دين را ميگيرند و برای
 
دنيا کار ميکنند!
 
* به من تقواي ستيز بياموز تا در انبوهِ مسئوليت نلغزم و از تقوای پرهيز مصونم دار تا در خلوت عزلت
 
نپوسم!
* در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی ميکشاند، مرا با نداشتن و نخواستن روئين تن کن!
* مرا از همه فضائلی که به کار مردم نيايد محروم ساز!
* مگذار که ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر مرا با کسبه دين، با حمله تعصب و عمله
 
ارتجاع هم آواز کند!
* تا به رعايت مصلحت ، حقيقت را ذبح شرعي نکنم!
* ميدانم که اسلام پيامبر تو با نه آغاز شد و تشيع دوست تو نيز با نه آغاز شد. مرا ای فرستنده محمد و
 
ای دوستدار علی! به اسلامِ آری و به تشيعِ آری کافر گردان
 
           
|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
 
 

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری

 

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

 

چرا که تو را دوست دارم

 

دیوانه وار عاشقت شدم

 

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

 

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

 

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم 

 

نه تو از عشق من دست میکشی

 

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود

سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با

 

مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب

 

عشق بسیار طولانی است

 

و قلبم در آرزوی تو می سوزد

 

 

آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی

 

خورشید وجودت پنهان می گردد


و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند
و به دنیای غریبی می برند
همیشه در

محبوبم همیشه به انتظار

 

بازگشتت خواهم ماند

 

|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 اومدم این دفعه واسه شما بنویسم
سلام بچه ها

اومدم این دفعه واسه شما بنویسم

معذرت میخوام ازتون

بخدا خیلی سرم شلوغه برنا هم که همیشه سرش شلوغ بوده و هست

امسال کنکوری شدم دیگه

خیلی دوست دارم بیام پیشتون ولی خیلی کم میام اینجا

سعی می کنم بهتون سر بزنم ولی اگه نشد نذارین پای بی معرفتی باشه؟

همتونو دوست دارم و دلم واستون تنگ میشه

اینم واسه برنام:

عاشقتم دیوونهبوس بوس بوس بوس

|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 داستان عاشقانه (خوشم اومد گذاشتمش اینجا وگرنه ما حالا حالا ها از این کارا نمی کنیم!!!)
یه اتاقی باشه گرمه گرم...روشنه روشن
...تو باشی...منم باشم
...کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید
...تو منو بغلم کنی که نترسم...که سردم نشه..که نلرزم
...تو تکیه دادی به دیوار...پاهاتم دراز کردی
...
منم اومدم نشستم جلوت...بهت تکیه دادم با پاهات محکم منو گرفتی...دو تا دستتم دورم حلقه کردی
بهت می گم چشماتو می بندی؟
...میگی اره بعد چشماتو می بندی
...بهت می گم برام قصه می گی؟... تو گوشم؟
...می گی اره...بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن
...یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن
می دونی؟
...می خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو...یه حرکت سریعیه ضربه عمیق...بلدی که؟
...ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم...تو چشماتو بستی..نمی بینی


...من تیغو از جیبم در میارم...نمی بینی که..سریع می برم...نمی فهمی
...خون فواره می زنه...رو سنگای سفید..نمی فهمی که...دستم می سوزه
...لبمو گاز می گیرم که نگم اااخ...که چشماتو باز نکنی...که منو نبینی...که نفهمی

تو هنوز داری قصه می گی...چه قشنگه...نه؟
...من شلوارک پامه...دستمو می ذارم رو زانوم...خون میاد از دستم...میریزه
رو زانوم...از زانوم میریزه رو سنگا...قشنگه مسیر حرکتش...نه؟
...حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی
...تو بغلم کردی...می بینی که سرد شدم...محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم
...می بینی نا منظم نفس می کشم...تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت
...می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم
...می بینی دیگه نفس نمی کشم
...چشماتو باز میکنی می بینی من مردم
می دونی؟
...من می ترسیدم خودمو بکشم
...از سرد شدن ...از تنهایی مردن
...از خون دیدن...میترسیدموقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
...مردن خوب بود...ارومه اروم
...گریه نکن دیگه...من که دیگه نیستم
...که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم
...بگم خوشگل شدیاااا
...که همون جوری وسط گریه هات بخندی
...گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه

|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 سلام مثل همیشه

سلام مثل همیشه

سلامی که مقدمه ی کلی حرفه همون حرفایی که فقط تو میدونستی و دل دهن لقم همیشه همه ی احساساتشو زود بهت میگفت

نه عزیزم هیچ چیز نمیتونه تورو ازم دور کنه یا اینکه خدایی نکرده عشقتو از دلم بیرون کنه

همه ی این جداییا با ارزشه با اینکه خیلی سخته

میدونی ارزشش چیه؟

یه تجربه ست کاریه که اون موقع ها که تازه با هم آشنا شده بودیم و به هم علاقه مند شدیم میخواستم انجام بدم ولی می ترسیدم که دوست داشتنم از روی عادت باشه ولی الآن به این نتیجه رسیدم که هیچ عادتی نیست

وابسته ت نیستم فقط عاشقتم و ناراحتیم از اینه که این دل دوست داره همیشه باشی اما یه ماهه که نیستی

یادش بخیر وقتی میرفتی مسافرت و نمی تونستی باهام حرف بزنی همش گریه میکردم یه هفته ای میرفتی و بر میگشتی ولی حالا یه ماه میشه و نمی بینمت و خیلی کم هم باهات حرف میزنم

غصه میخورم بیشتر از قبل. دلم خیلی تنگه ولی دووم میارم چون تو میخوای. میخوای صبورتر شم

بخدا شدم برنا

هر چیزی شدم که تو خواستی

دارم واسه کی می نویسم؟ تو که نیستی تا بخونیشون ایشالله سال دیگه نه؟

دارم یه جورایی عوض میشم دوست ندارمش ولی نمیشه جلوشو گرفت تا حالا یه چیزاییشم فهمیدی

مثل این سکوتی که نمی تونم بشکنمش

وااااااااااااااااااااای چقدر سخته برنا...بیچاره دلم...نیستی که ببینی چه بلایی سرش اومده

آره اگه بودی که چیزیش نمیشد نمیدونم چرا اینجوری شده

مواظبش باش ممکنه بشکنه آخه هیچ وقت انقدر حرف توش نمی ریختم غم و غصه هامو با اشک می ریختم بیرون ولی هر دفعه اشکام میخوان بریزن بهشون نهیب میزنم که نیاین نریزین تا کسی نبینتون تا کسی نفهمه این روزا چه حالی دارم آخه چه فایده دیگران بدونن دیگه زبونم ندارم واسه درد و دل کردن حتی دیگه نمی تونم به تو هم چیزی بگم

کاش یکی می فهمید که پشت این چهره ی سر خوش و دیوونه فریباییه که داره غصه ی دوری عزیزترین کسشو میخوره فریبایی که میخواد حرف بزنه ولی نمی تونه فریبایی که آرزوش دیدن برناشه حتی واسه یه لحظه ولی نمی تونه اونو فدای خواسته هاش کنه

 با این همه عشق پر از شکایتم و خودت میدونی ولی برنا! شکایتام واسه اینه که عاشقتم و تو هم دوسم داری که اگه نداشتی دیگه شکایتی نبود البته شکایتی از کارات ندارم چون اونم بخشی از زندگیته

تا آخر سال برنامه همینه دیگه شایدم سال بعد هم همین باشه ولی سخت تر از نبودنات نداشتنته

پس تحمل می کنم تا همیشه داشته باشمت

عاشقانه برای تو می نویسم چون دلم چیز دیگه ای برای گفتن به تو و این دنیا نداره.

فردا عید غدیر خمه از خدا میخوام دل هیچ عاشقیو نشکنه تو رو هم زودتر بیاره پیش من که دلم برات اپسیلونی شده ( خب از یه ذره گذشته دیگه )

 

                                                                           عاشق همیشگیت
|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 ماهاتیر محمدخواستار تحریم اقتصادی آمریكا شد
ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی از جامعه بین المللی خواست روابط تجاری خود را با آمریكا قطع و این كشور را تحریم كنند.

به گزارش شبكه خبر به نقل از آسیاویژن؛ ماهاتیر محمد هدف از این تحریم ها را محكوم كردن آمریكا به علت حمایت کاخ سفید از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی و كشتار مردم بی گناه باریکه غزه اعلام كرد.

ماهاتیر محمد اطمینان داد اقتصاد مالزی پس از قطع رابطه تجاری با آمریكا كارآمد، خودكفا و پا برجا باقی خواهد ماند .

|+| نوشته شده توسط صدف بی مروارید در  |
 
 
بالا